سیره قرآنی امام حسین (ع)....تسلیت باد ایام سوگواری شهدای دشت کربلا

سیره قرآنى امام حسین علیه السلام


10. حق‏گویى‏

1. انس با قرآن‏

11. چند بُعدى بودن‏

2. اخلاص و رضایت الهى‏

12. حضور در محضر الهى‏

3. اخلاق كریمانه

13. خوف و خشیت الهى‏

4. امر به معروف و نهى از منكر

14. مقام ذكر

5. ایثار

15. صبر و تسلیم‏

6. توكّل‏

16. عبادت‏

7. جامع اضداد

17. عزت‏طلبى و ذلّت ستیزى‏

8. جاودانگى‏



9. حق تلاوت قرآن‏

امام حسین علیه السلام گوهر تابناك و چراغ درخشانى است كه هماره بر تارك تاریخ درخشیده و خواهد درخشید. طالبان هدایت و انسان‏هاى خسته از ظلم و تبعیض و ذلت و ستیزه، نامردمى و ناجوانمردى را به حق رهنمون ساخته و بیدار نموده است. عنصر جاودانه‏اى كه به یقین رمز ماندگاریش را در الهى بودنش باید جُست. سیره‏ ارجمندش را در قرآن باید نگریست تا به حقیقتش یا شمه‏اى از حقیقتش دست یافت. امام حسین علیه السلام نه تنها شاگرد مكتب قرآن كه عِدْل و شریك قرآن است از این‏ روست كه در فرازى از زیارتنامه‏ شریفش مى‏خوانیم: «السَّلامُ عَلَیكَ یا شریكَ القُران؛(1) سلام بر تو اى شریك قرآن» و در حدیث «ثقلین» نیز همدوشى امام به عنوان قرآن ناطق و قرآن به عنوان امام صامت گردیده است.

اُنس امام با قرآن به دوران حیات جسمى محدود نمى‏شود بلكه بعد از شهادت نیز ادامه دارد: «منهال بن عمرو» گوید، چون سر مطهّر امام علیه السلام را به دمشق آورده بر نى حمل مى‏كردند، من پیش روى او بودم. شخصى سوره‏ كهف را مى‏خواند تا رسید به آیه‏ شریفه‏ «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِیمِ كَانُواْ مِنْ ءَایَتِنَا عَجَبًا؛ آیا پنداشتى كه داستان اصحاب كهف و رقیم از آیات شگفت ماست؟!» به خدا سوگند ناگاه آن سر مطهر به سخن آمد و با زبان فصیح فرمود: «شگفت‏تر از اصحاب كهف، واقعه‏ شهادت و بردن من بر نى است.»

رسولُ اللَّه صلی الله علیه و آله فرمودند: «انى تاركٌ فیكُمُ الثَّقَلَیْنِ كتابَ اللَّه و عترَتى اهلَ بَیْتى فَأِنَّهُمَا لَنْ یَفتَرِقا حتَّى‏ یَردِا عَلَىّ الحوض.»(2) حال كه ائمه علیهم السلام چنین نسبت و خویشاوندى محكمى با قرآن دارند باید تفسیر قرآن را در آنان جُست كه در «وجود آنها كرامت‏ها و فضیلت‏هاى قرآن و گنج‏هاى الهى نهفته است.»«فیِهْم كوائِمُ القرآن و هُمْ كُنوُز الرَّحمان.»(3) در این نوشتار بر آنیم كه فرازهایى از آیات نورانى قرآن را در سیره‏ علمى و عملى آن امام همام جستجو كنیم و آیات این كتاب صامت را با نور وجود این پرتو درخشنده به نطق آوریم.

اگر چه ما را هرگز یاراى آن نیست كه عمق شخصیت آن دریاى علم و معرفت و اخلاق و معنویت را بپیماید ولى از باب عرض ارادات به پیشگاه آن شفیع روز محشر چند جمله‏اى را به تحریر در مى‏آوریم.


1. انس با قرآن‏

انس آدمى با هر چیز ریشه در ارج و اهمیتى دارد كه انسان براى آن چیز قائل است ره‏پویان راه یقین و سالكان وادى علم و معرفت از آن ‏جا كه محبوب‌ترین محبوب را ذات اقدس خداوند مى‏دانند و فقط دل در گرو او دارند، كتاب او را كه پرتوى از ذات او و واسطه سخن خداوند با بندگان است - پر منزلت و تنها طریق هدایت مى‏دانند از این‏رو با آن انس ویژه‏اى داشته و قلب و جان و اعمال خویش را با آن گوهر حیاتبخش خدایى مى‏كنند.

قرآن كریم به لزوم این انس اشاره كرده است. از مؤمنان مى‏خواهد با تلاوت آیات آن، اولین مرحله‏ انس را بپیمایند. «فَاقْرَءُواْ مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْءَان؛(4) هر آنچه برایتان امكان دارد قرآن بخوانید.»

در آیه‏ دیگر آنان‏ كه در قرآن اندیشه نمى‏كنند مورد نكوهش قرار داده، مى‏فرماید: «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ أَمْ عَلَى‏ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛(5) آیا به آیات قرآن نمى‏اندیشند؟ یا بر دل‌هایشان قفل‏هایى نهاده شده است؟»

امام حسین علیه السلام انس ویژه‏اى با قرآن داشت چون منزلتى بزرگ براى آن قائل بود. نمونه‏اى از این منزلت را مى‏توان در حكایت زیر مشاهده كرد:

«عبدالرحمان» به فرزند امام حسین علیه السلام «الحمدللَّه رب العالمین» را آموخت، وقتى كه آن را بر پدر خواند، حضرت هزار دینار را به او بخشید و دهان او را پر از طلا كرد. از آن حضرت دلیل آن سؤال شد. حضرت پاسخ دادند: «چگونه مى‏توان كار او را [تعلیم قرآن] با این پاداش مقایسه كرد؟!»(6)

امام هدف قیام خود را اصلاح‏طلبى و امر به معروف و نهى از منكر معرفى كرد از اولین مراحل امر به معروف كه همان اندرز و نصیحت است آغاز كرد و بارها و بارها یزیدیان را پند داد و تا آخرین مرحله كه گذشتن از جان خویش است در راه احیاى این عنصر مهم كوشا بود. آن حضرت در این‏باره چنین مى‏فرماید: من براى اصلاح در امت جدّم محمد صلی الله علیه و آله قیام كردم و امر به معروف و نهى از منكر را طالبم...»

انس امام حسین با قرآن را مى‏توان در تمام زوایاى زندگیش ملاحظه كرد، نصایح و مواعظش، سیره‏ى علمى و عملى‏اش و حماسه خونینش همه و همه در قرآن و الهام گرفته از آن بود. بنابراین كوته‏بینانى كه شخصیت حماسى و قیام مردانه‏اش را زیر سؤال مى‏برند و گاه بر چسب خشونت‏طلبى، عدم توجه به مصالح، بى‏سیاستى، انتقام‏جویى و ... را به آن حضرت نسبت مى‏دهند اگر ریشه‏هاى قرآنى عمل آن بزرگوار را بدانند و واقعاً در پى حق و یقین باشند نه بهانه‏جویى، به حقیقت رهنمون خواهند شد.

آرى، اهل‏بیت و به ویژه امام حسین علیه السلام فرزندان پیامبر و شاگرد مكتب قرآنند پس چگونه گفتار و مواعظشان متكى به قرآن نباشد حركت و قیام حسینى از همان آغاز بر مبناى قرآن همراه بود. نه تنها ریشه‏هاى این حماسه را مى‏توان با قرآن به دست آورد بلكه امام علیه السلام خود با استناد به آیات قرآن حركت خود را الهام گرفته از آن مى‏دانست كه نمونه‏هایى از آن را ذكر مى‏كنیم.

الف) در نخستین برخورد با والى مدینه، خود و اهل‏بیت را معدن رسالت و... معرفى مى‏كند و مى‏فرماید: «در حالى ‏كه یزید مردى فاسق و شرابخوار و ... است پس چگونه امام را شایسته است كه با او بیعت كند.»(7)

ب) هنگامى كه مروان اصرار مى‏كند كه والى مدینه از امام حسین علیه السلام بیعت بگیرد امام علیه‌السلام او را پلید و خود را با استناد به قرآن «مُطهّر» بیان مى‏دارد: «اِلَیك عَنّى، أَنا مِنْ بَیْتِ الطَّهارةِ الّذین أنْزلَ اللَّهُ فیهم عَلى‏ نَبیّه: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا.»(8)

...ادامه دارد
ادامه نوشته

چه زیبا خالقی دارم!

چه زیبا خالقی دارم

دلم گرم است می دانم

که فردا باز خورشیدی ،

میان آسمان ، چون نور می آید

شبی می خواندم با مهر

سحر می راندم با ناز

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که می خواند مرا ، با آنکه میداند گنه کارم

اگر رخ بر بتابانم

دوباره ، می نشید بر سر راهم

دلم را می رباید ، با طنین گرم و زیبایش

که در قاموس پاک کبریایی ، قهر نازیباست

چه زیبا عاشقی را دوست می دارم

دلم گرم است می دانم ، که می داند

بدون لطف او ، تنهای تنهایم

اگر گم کرده ام من راه و رسم بندگی ، اما

دلم گرم است ، می دانم  ،

خدای من ، خدایی خوب می داند

و می داند که سائل را نباید دست خالی راند

دلم گرم خداوندی ست

که با دستان من ، گندم برای یاکریم خانه می ریزد

و با دستان مادر کاسه آبی برای قمری تشنه

دلم گرم خداوند کریم خالق نوری ست

 که گر لایق بداند

روشنی بخشد ، به کرم کوچکی با نور

دلم گرم خداوند صبور و خالق صبری ست

که شب ها می نشیند در کنارم

تا بیند می رسد آن شب ، که گویم عاشقش هستم

....ادامه دارد

ادامه نوشته

بوي عشق

بوي عشق


شب، همه دروازه‌هايش باز بود

آسمان چون پرنيان ناز بود

 

گرم، در رگ هاي‌ ما، روح شراب

همچو خون مي‌گشت و در اعجاز بود

 

با نوازش‌هاي دلخواه نسيم

نغمه‌هاي ساز در پرواز بود

 

در همه ذرات عالم، بوي عشق

زندگي لبريز از آواز بود

 

بال در بال كبوترهاي ياد

روح من در دوردست راز بود


فریدون مشیری                                               

گفته بودم دوستت دارم؟

دنبال وجهی می گردم
که تمثیل تو باشد
زلالی چشم هات
بی پایانی آسمان
مهربانی دست هات
...
نوازش گندمزار
و همین چیزهای بی پایان.
نمی دانستم دلتنگیت
قلبم را مچاله می کند
نمی دانستم وگرنه
از راه دیگری
جلو راهت سبز می شدم
تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری
تا دوباره
در شمایلی دیگر
عاشقت شوم.
گفته بودم دوستت دارم؟

ع. معروفی
 

باز آمدی که قلب مرا زیر و رو کنی ؟


باز آمدی که قلب مرا زیر و رو کنی ؟

با حرف عشق زخم دلم را رفو کنی  

 

تا مطمئن شوی که ازعشقت شکسته ام

هی حال و روز قلب مرا پرس و جو کنی

 

این رسمش است ، بی خبر از من جدا شوی

اما گلایه از من بی آرزو کنی ؟

 

از سر گذشته آب ،چرا فکر می کنی

این آب ِ رفته ای است که باید به جو کنی

 

از شاخه های عشق ، چو گل چیده ای مرا

عطری دگر نمانده برایم که بو کنی

 

گفتم که بی تو هم دلم آرام و سرخوش است

کم مانده بود دست دلم را تو رو کنی

 

در کوله بار خاطره هایت به دوش من

جز گریه هیچ نیست ، اگر جستجو کنی . . .

مرضیه خدیر

http://sayehomr.persianblog.ir

رازهایی بسیار جالب درمورد چهره و خصوصیات اخلاقی‌تان!!!

رازهایی بسیار جالب درمورد چهره و خصوصیات اخلاقی‌تان!!!
 

به جواب این سؤال‌ها فکر کنید و جوابتان را به خاطر داشته باشید. آخر مقاله دوباره این جواب کار داریم.شخصیت ما قبل از هر جای دیگری روی صورتمان بروز پیدا می‌کنند. حالات و تغییرات چهره، هرچند

جزئی و خفیف، پیام شفاف، سریع و کارآمدی است که می‌تواند یک زبان جهانی هم باشد، به شرطی که شما بتوانید حالات چهره‌های مختلف را تشخیص بدهید و بدانید که هر چهره‌ای چه چیزی می‌گوید. دانستن این نکات از بهترین ابزارهای برقراری ارتباط با دیگران است.
دانستن این‌که طرف مقابل چه شخصیتی دارد و چه واکنش‌های احساسی از خود نشان می‌دهد، می‌تواند نقش مهم و حیاتی در رابطه ما و آن فرد داشته باشد. اگر ما بتوانیم احساسات مردم را زود تشخیص بدهیم، بهتر می‌توانیم در موقعیت‌های مختلف با آن‌ها برخورد کنیم. مثلاً اگر ما بتوانیم تشخیص بدهیم که فردی غمگین است، شاید بتوانیم واکنش درستی نسبت به ناراحتی او نشان بدهیم.
برای فهمیدن برخی از حالات چهره نیازی به آموزش نیست، چون شناسایی آن‌ها ساده است و حتی آن‌طور که روان‌شناسان می‌گویند ما از یک توانایی ذاتی برای انجام این کار برخورداریم. داروین گفته است روزی مادری هنگام مراقبت از کودک خودش شروع به گریه کرد. کودک با این‌که هیچ‌وقت با چنین صحنه‌ای مواجه نشده بود اما جلو رفت و به عنوان همدردی روی شانه مادرش زد. بعد داروین نتیجه می‌گیرد که این کودک تا آن موقع ندیده بوده کسی گریه بکند، پس نمی‌توانسته این احساسات را یاد گرفته باشد. بنابراین تشخیص یک صورت گریان امری ذاتی و غریزی است. با این حال نکات ظریفی هم هست که توجه بیشتر به آن می‌تواند به ما در درک بهتر از چهره خودمان و دیگران کمک کند.
قبل از شروع بحث باید دو نکته را مد نظر داشت. اول این‌که همان‌طور که گفتیم چهره‌خوانی یک علم دقیق و ثابت‌شده نیست و حتی با گذراندن دروه‌های آموزشی دقیق و پیشرفته نیز نمی‌توان به‌طور قطع در مورد شخصیت و درون افراد صحبت کرد. نتایج شما در سنجش شخصیت، بستگی به تجربه، مهارت و تعداد دفعات تحلیل قبلی دارد. نکته دوم که اهمیت بسیار زیادی هم دارد این‌که چهره را باید به طور کامل و دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید و تا رسیدن به همه حقایق، از قضاوت‌های شتابزده اجتناب کنید. با به یاد داشتن این نکات می‌‌توانید قبل از صحبت کردن با افراد تا حدی متوجه شخصیت آن‌ها شوید.

صورتم مثل هلو
شکل صورت، اولین نکته‌ای است که در هنگام تعبیر چهره باید به آن دقت کرد. فرم کلی صورت و شکل هندسی آن این نکات را به ما می‌گوید:

- صورت دراز و کشیده: صبور
افرادی که دارای چنین صورتی هستند عموماً صبر و تحمل زیادی دارند و توانایی حل مشکلات در آن‌ها بیشتر است. جذابیت و خوش‌ترکیب بودن افراد با چنین صورتی نشانگر این است که آن‌ها معمولاً کارهای خود را نیمه‌تمام رها نمی‌کنند و عادت به انجام امور به شکل تمام و کمال دارند.

- صورت مربعی: سخت‌کوش
طرفدار استقلال فردی و فردگرایی، سخت‌کوشی برای دستیابی به آرزوها، زیرکی و فعال بودن از ویژگی‌های این افراد محسوب می‌‌شود.


- صورت پهن: دانا و مهربان

...........................................ادامه دارد
ادامه نوشته

عید غدیر عید امامت اولین شقایق زیبا مبارک باد.....

سلام

دوستان گلم                                              

عید غدیر                                                            

بر شما وهمه عاشقان ولایت مولا علی (ع) مبارک باد.

پيامبر اکرم (ص):ولايت علي بن ابي طالب (ع) ولايت خدا و محبت او عبادت خدا و پيروي از او فريضه اي از جانب خدا است . 

نزديک ظهر روز دوشنبه، کاروان بزرگ پيامبر همين که به منطقه " غدير خم " رسيدند حضرت، مسير حرکت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدير تغيير داده، فرمودند :

" ايها الناس، اجيبوا داعي الله، و انا رسول الله ."

اي مردم، دعوت کننده خدا را اجابت کنيد که من پيام آور خدايم .

اين کنايه از آن بود که هنگام ابلاغ پيام مهمي فرا رسيده است. لذا فرمان دادند تا منادي ندا کند:

" همه مردم متوقف شوند، آنان که پيش رفته اند برگردند، و آنان که پشت سر هستند، خود را سريع تر برسانند. " همچنين دستور دادند، کسي زير درختان کهنسالي که در آنجا بود نرود و آن مکان براي برپايي جايگاه سخنراني خالي بماند.

پس از اين دستور، همه مرکب ها متوقف شد، همه مردم پياده شدند و براي توقف سه روزه خيمه زدند .

از طرف ديگر پيامبر چهار نفر از اصحاب خاص خود يعني مقداد، سلمان، ابوذر و عمار را فرا خوانده و به آنان دستور دادند تا جايگاه سخنراني را در کنار درختان کهنسال آماده سازند . آنان از روانداز شتران و ساير مرکب ها کمک گرفته، منبري بلند ساختند و روي آن را با پارچه اي پوشانند( منبر در ميان جمعيت قرار داشت.)

با توجه به کثرت جمعيت،" ربيعه" را که صداي رسايي داشت، انتخاب کردند تا کلام حضرت را براي افرادي که دورتر قرار داشتند، تکرار کند.

مقارن ظهر، منادي حضرت رسول اکرم (ص)، نداي نماز جماعت داد، مردم مقابل منبر جمع شدند و با پيامبر نماز جماعت را اقامه نمودند. پس از نماز، پيامبراکرم از منبر غدير بالا رفتند و سپس علي عليه السلام را فرا خواندند تا در سمت راست ايشان بر فراز منبر بايستد و پيامبر نيز در حالي که دست راستش بر شانه اميرالمومنين قرار داشت، سخنراني تاريخي خود را شروع کردند که بيش از يک ساعت به طول انجاميد.

حضرت در ابتدا به حمد و ثناي الهي پرداختند و سپس تصريح کردند که: بايد فرمان مهمي درباره علي بن ابيطالب ابلاغ کنم که اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهي را انجام نداده ام :

" يا ايها الرَسول، بَلـِّغ ما اُنزل اليکَ مِن رَبـِّک وَ ان لَم تـَفعَل، فَما بَلغتَ رسالته."( مائده/67)

پس از بيان جملاتي، پيامبر دست علي عليه السلام را بلند نمود و فرمودند:

" من کنت مولاه فهذا علي مولاه "


امام علی(ع) فرمودند :
إِنَّ لِأَهْلِ الدِّينِ عَلَامَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا صِدْقَ الْحَدِيثِ
براى دينداران علاماتى است يكى از آنها راستگويى است .
(الكافي ج2 ص239 باب المؤمن و علاماته و صفاته)


 

..........منبع:http://oshaqollmahdi.blogfa.com/

ولادت با سعادت دهمین شقایق زیبا بر همگان مبارک باد..


نور هدایت هادی

امام(ع) تحت مراقبت شدید

افتراها و خبر چینى‏ها با شكست روبرو گردید

نقش امام(ع) و موضع وى در حوادث

موضع عباسیان در برنامه ریزى امام(ع)

قیام هاى علویان و دعوت براى رضا از آل محمد (ص)

امام هادى علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوار خود، در محیطى بسیار سخت ‏و در وضع بسیار دشوار مى‏زیست  و هم عصر حكومت ‏«متوكل‏» بود كه به دشمنى‏ با امام (ع) و تعقیب یاران وى و در هم شكستن پایگاه هاى او زبانزد بود و هر روز در اینگونه اعمال  پیشتر مى‏رفت و در دستگاه حاكم نیز این بد رفتاری ها گسترش مى‏یافت تا آنجا كه متوكل خطر بحران حكومت‏ خویش را احساس ‏كرد و بر آن شد تا با  دو روش توأمان در یك اقدام،از بحرانى ‏تر شدن وضع ‏جلوگیرى كند.

1- حمله بردن به یاران امام(ع) و پایگاه هاى او و آزردن آنان و از میان برداشتن آثار شیعیان، تا بیش از پیش دچار وحشت گردند و آنان را خوار گرداند. او به این اعمال دست زد و به اندازه‏اى پیش رفت ‏كه قبر امام حسین(ع) را ویران ساخت و آثار آن را از میان برد. (1)

2- امام (ع) را از پایگاه هاى او دور ساخت تا مقدمه آواره ساختن ‏و پراكندن پایگاه هاى ایشان باشد، و سازماندهی آن را از بین ببرد و آنان را از پیروزى نا امید گرداند. متوكل دریافت كه اگر امام هادى(ع) از مراقبت او دور باشد یعنى در مدینه بماند، برای دولت او خطر بسیاری خواهد داشت. پس ‏دستور داد تا آن بزرگوار را به سامره آورند تا  حركات و سكنات ایشان را تحت نظارت داشته باشند.

متوكل به امام(ع) نامه‏اى نوشت و او را دعوت كرد كه ..

ادامه نوشته

وقتی ارزشها عوض می شوند

وقتی ارزشها عوض می شوند

عوضی ها با ارزش می شوند

در دنیایی که مردها نان را از نامرد گدایی می کنند

نان روسپی ها حلال تر است

چرا که آنها خود فروشند ، نه مملکت فروش...

...

"مهاتما گاندی"

بگذر از فرزند و جان و مال خویش



بگذر از فرزند و جان و مال خویش


تا خلیل اللّه ِ دورانت کنند


سَر بِنه بر کف، برو در کوی دوست



تا چو اسماعیل، قربانت کنند.


سلام دوستان عزیز:


عید قربان...عید انهدام تمام منیتها به پای عشق حقیقی


عید قربان... عید از خود گذشتن وبه خدا رسیدن


بر همه شما عزیزان وبرتمام انسانهای ایثارگر وابراهیمی مبارکباد.



زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم


التماس دعا

به سراغ من اگر می‌آیید...

به سراغ من اگر می‌آیید...

به سراغ من اگر می‌آیید،
پشت هیچستانم.
پشت هیچستان جایی است.
پشت هیچستان رگ‌های هوا، پر قاصدهایی است
که خبر می‌آرند، از گل واشده دورترین بوته خاک.
روی شن‌ها هم، نقش‌های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سر تپه معراج شقایق رفتند.
پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می‌آید.
آدم این‌جا تنهاست
و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.
به سراغ من اگر می‌آیید،
نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من.


سهراب سپهری


http://mohtasham.blogfa.com/post-56.aspx

شهادت پنجمین شقایق زیبای بوستان احمدی تسلیت باد.

 
زندگینامه امام محمد باقر(ع)

نام مبارك امام پنجم محمد بود .

لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .

القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

كنيه امام ابوجعفر بود .

مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .

بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسين ( ع ) ميرسيد .

پدرش حضرت سيدالساجدين , امام زين العابدين , على بن الحسين ( ع ) است .

تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدينه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداء كودكى بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك ميشد .

دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . يعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .

در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است , ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى در اين دوره پيش ميآيد ,..............


ادامه دارد

ادامه نوشته

ببین باقی است روی لحظه هایم جای پای تو

ببین باقی است روی لحظه هایم جای پای تو

اگر کافر، اگر مومن، به دنبال تو می گردم


چرا دست از سر من بر نمی دارد هوای تو

دلیل خلقت آدم! نخواهی رفت از یادم


خدا هم در دل من پر نخواهد کرد جای تو

صدایم از تو خواهد بود اگر بر گردی ای موعود!


پر از داغ شقایقهاست آوازم برای تو

تو را من با تمام انتظارم جستجو کردم


کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو

نشان خانه ات را از هزاران شهر پرسیدم


مگر آن سوتر است از این تمدن، روستای تو


 شعر از : يوسفعلي ميرشكاك