چه کردی که زلالی ؟!
جواب داد :
گذشتم ...
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.منبع:http://mahdi4910.blogfa.com/
|
|
||
| ||
موشي در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد.
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،
همه گفتند:
تله موش مشکل توست و به ما ربطي ندارد،
ماري در تله افتاد و زن مزرعه دار را نیش زد،
از مرغ برايش سوپ درست کردند،
گوسفند را براي عيادت کنندگان سربريدند،
گاو را هم براي مراسم ترحيم کشتند،
و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه مي کرد و
به مشکلي که به ديگران ربط نداشت فکر مي کرد!
..............................................................................................
نوشته :ساعت:22:10 سه شنبه 1390/10/13
چشماش
هزار کار
می کنه
که
ابروهاش بخنده!