به مشکلي که به ديگران ربط نداشت فکر مي کرد!
موشي در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد.
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،
همه گفتند:
تله موش مشکل توست و به ما ربطي ندارد،
ماري در تله افتاد و زن مزرعه دار را نیش زد،
از مرغ برايش سوپ درست کردند،
گوسفند را براي عيادت کنندگان سربريدند،
گاو را هم براي مراسم ترحيم کشتند،
و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه مي کرد و
به مشکلي که به ديگران ربط نداشت فکر مي کرد!
..............................................................................................
نوشته :ساعت:22:10 سه شنبه 1390/10/13http://amirphoto.blogfa.com
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۱۰ ب.ظ توسط عنایت
|