فـرامـوشـي را به خاطــــــــــر بســــــپار.


مي توان شكست ها و تلخي هاي گذشته را فراموش كرد و هرگز به خاطر نياورد .

مي توان چهره هاي زشت و عبوس و رفتارهاي ناپسند و آزاردهنده را از ياد برد و ديگر به ياد نياورد.

مي توان سركوفت ها و زخم زبان ها را به خاطر نسپرد .

مي توان بداخمي ها و نيش زبان هاي ديگران را به دل نگرفت و فراموش كرد.

مي توان از دست دادني ها را از دست داد و به آنها فكر نكرد .

مي توان فقط زيبايي ها و مهرباني ها را به خاطر سپرد و زشتي ها را نديد و ضمير را از وجود همه ي نامهرباني ها و زشتي ها تهي ساخت .

مي توان به كلاس تضعيف حافظه رفت و روي تقويت قوه ي فراموشي كار كرد !

مي توان فراموشكار بود و شخصيت هاي خودخواه را به فراموشي سپرد و هر لحظه نو و تازه بود .

مي توان خاطر را از خاطره هاي آزاردهنده خالي كرد .

فراموشي بخشي از توانايي انسان است و مي تواند در موارد بسياري به نجات انسان بيايد و او را از شر غم و غصه هاي به ظاهر تمام نشدني خلاص كند .

فقط به شرطي كه در بدترين شرايط زندگي ، انسان به خاطر آورد كه مي تواند به خاطر نياورد و مي تواند به اختيار خود هر چه را كه بخواهد فراموش كند و اگر لازم باشد تمام حافظه اش را به يكباره بيرون بريزد و دوباره از نو متولد شــــــــــــــــود .