تا شاید می اندیشیدم هنوز هم وجود دارم
کاش دلم را
هم درست مثل همان تابلوی نقاشی که
از دست فروش خریدیم
به دیوار دلت می آویختی
باور کن لازم نبود
هر روز مرا هم دستمال بکشی
همین که هر از گاهی
فقط نگاهم میکردی و
لبخندی نثار دل شکسته ام میکردی کافی بود
تا شاید می اندیشیدم هنوز هم وجود دارمحتی برای یک نفر!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۶:۴۶ ق.ظ توسط عنایت
|